هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

کامنت انرژی مثبت و خوب بزارید..

کمتر دیدم، کامنتی که واقعا خوشحالم کرده باشه، هرچند منم اکثرا ناراحتی هامو میارم تو وبلاگم! نه بیشتر.. که اگه از دردام گفته م ، مرهم بوده برام، اما یه کامنت قلبا خوشحالم کرد. به جای نام نویسنده، گل گذاشته بود و البته متن طولانی هم نوشته بود. با خواندنش حس کردم از طرف یه دوسته، نه یه غریبه و رهگذر..  

-----------------------------------------------------------

 

​​​​​​

+ پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:1:20|نویسنده: علی


اعصاب ندار..

اخلاق من دقیقا به بچه مهمون شبیه.. از قربونت برم تا خفه شو بابا.. فقط چند جمله فاصله ست! آدم بی حوصله و بی اعصاب اینجوریه.. درب و داغون.. ولی خب دلش هم میخواد هربون باشه و از همه خوبی ببینه! که نمیبینه! یهو دیدی، با یه جمله دیوونه شد، زد به سرش! فقط من سعی می کنم، جلوی خودمو بگیرم و  خویشتن داری می کنم..

+ سه شنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۱ساعت:13:55|نویسنده: علی


جوخه آتش..

دنیا هی لفتش میده،،، این دست و اون دست می‌کنه! خوب زجرت میده... اول میندازدت تو زندان خودش و خوب انگولکت میکنه،،، آزارت میده، بیمارت میکنه،،، دق میده تو رو.. وقت کشی می کنه، اسمشو میزاره زندگی..

اما ایکاش جرات داشت مردونه می ایستاد روبرو و اعتراف می کرد به دشمنی و جوخه ی اعدامشو می‌گرفت، سمت تو و شلیک می کرد و تمام.. میچرخوندت،،، تا لحظه ی آخر...

+ یکشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۱ساعت:4:17|نویسنده: علی


غلبه بر احساسات...

به عواطف و احساساتت غلبه کن تا احساسات به تو حکومت نکنن ..

راز یک زندگی خوشبخت همینه ..

+ شنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۱ساعت:1:36|نویسنده: علی


اینجوریه سرنوشت ما..

همه از هرجایی دستشون رسید، تیشه به ریشه ی زندگی زدن و ویرانش کردن،،،ما هم نشستیم رو ویرانه ی و گفتیم اینه زندگی، خدا خواسته! سرنوشت ما این بوده،،، 

افسوس که فرصت نکردیم حتی بدی آدما رو تلافی کنیم،،، کاش دنیا جوری پیش میرفت که بتونیم تلافی کنیم،،، چرا عده ای که هیچ حقی ندارن، رو زندگی و سرنوشت ما تاثیر منفی بزارن و ما نتونیم حتی حرف بزنیم.. چه برسه به جبران..

+ جمعه ۲۴ تیر ۱۴۰۱ساعت:2:34|نویسنده: علی


الهی، نگاهی؟

تا کی بی عدالتی ببینیم؟ کاش زنده بمونم و عدالتت رو ببینم!
اما افسوس که ما  به وجود تو هم با دید تردید نگاه می کنیم!
راه نفس ما بند اومد، زندگی داره تموم میشه. صبوری تا کی؟
به چشم بی رحمی آدم ها رو دیدم.. اما  نتونستم جواب بدم..
این ناتوانی آوار شده رو دلم.. ! خدایا آوار غمو از رو دلم بردار..
تا کی سیاهی و شب؟ تا کی ظلمت؟

 

 

+ چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۱ساعت:2:0|نویسنده: علی


بیماری..

عشقم شبیه به کینه و نفرته،
تو دل که بمونه، باعث افسردگی و بیماری میشه..
باید نثارش کنی..

+ دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:21:58|نویسنده: علی


بر دلم گرد ستم‌ هاست، خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهر آیینم ..

+ دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:11:41|نویسنده: علی


گو برون آی که کارِ شبِ تار آخر شد.

امروز دوباره طلوع خورشید رو دیدم! خورشید پر نور تر از همیشه می درخشید و گرماشو به زندگی ما بخشیده بود! هنوز نفس میکشیم! و این امیدوار نگهم میداره.. ! زندگی ادامه داره.. اما شاید فردا رو نبینم! پس آدم خوشبختی ام چون فرصت دارم که امیدوار باشم... زندگی محدود شده! اما من هنوز به خداوند خوش بینم! من خوشبینم، پس خوشبختم!

+ دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:8:42|نویسنده: علی


ریشه ظلم..

اگر دیدی یکی یه جایی تو این روزگار اوضاعش داغونه و چشماش سرخه از اشک حسرت، مطمئن باش، همون حوالی یه حروملقه ی از خدا بی خبری، لبخند رو لبشه و غرق خوشیه.. یکی باید به بازه تا دیگری برنده بشه ..

+ یکشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۱ساعت:17:21|نویسنده: علی


نه! تو بی تقصیری..

تو گناهی نداری، مردم جامعه عادت کردن برای اینکه از قافله جا نمونن، حق همو ضایع کنن! مقابل ظلم سکوت نکردی! نه! ولی تو قدرتشو نداشتی! گوش اجتماع ناشنواست!

+ یکشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۱ساعت:13:50|نویسنده: علی


معنای زندگی..

only staying active will make you want to live a hundred years.

|Japanese proverb|

------------------------------------------------------

فقط فعال ماندنه، شما رو راغب میکنه، که صد سال زندگی کنید.

 

+ شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۱ساعت:13:36|نویسنده: علی


ایستادگی کن!

مرگ و زندگی تو برای هیچکس مهم نیست، بجز خودت! تو فقط خودتو داری! پس بخاطر زندگیت ایستادگی کن!

+ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱ساعت:23:48|نویسنده: علی


خدایا من فقط تو رو دارم.. بریدم از همه دنیا

+ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱ساعت:21:18|نویسنده: علی


محکم باش!

تو زندگیت محکم باش و از خودت ضعف نشون نده! بگو: من قوی هستم و برو جلو..

+ دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱ساعت:13:32|نویسنده: علی


تنهایی چیست؟

اگر  نزدیکان و اطرافیان شما، همفکر و هم رای با شما نباشن و تو محیط زندگیتون تنها بمونید، چکار می کنید؟

+ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ساعت:20:34|نویسنده: علی


حادثه ..

از خوشی تا ناخوشی، از زندگی تا مرگ، از خوشبختی تا  تیره بختی، فقط یک لحظه فاصله ست! یک لحظه و یک اتفاق! یک اتفاق کافیه تا همه چیز بهم بریزه.. اما ای کاش، که اتفاقات خوش سر راه آدم قرار بگیرن.. سرنوشت آدمی به هیچ بنده!

+ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ساعت:14:57|نویسنده: علی


امیدهای واهی..

 تشنه نگه داشته شدن، گشتن و گشتن و هر روز سراب دیدن به امید سیراب شدن،،، دنبال امیدهای واهی رفتن، رفتن و رفتن..

و سر آخر نرسیدن.. نرسیدن و نرسیدن،،،

امید ندادن به آدما بهتر از امیدوار کردن های بیهوده ایه که پشتش طوفانی از یاس و نومیدی خوابیده،،،

+ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ساعت:11:36|نویسنده: علی


دو هفته دیگه..

دو هفته آینده قراره خبر مهمی بهم بدن! نتیجه اش خیلی مهمه برام! خسته شدم بسکه شنیدم از این و اون:

متاسفانه! نمیشه!

دلم میخواد خبر خوشی بشنوم.. بسه هرچی گرفتاریه، وقتشه زندگی روی خوش نشون بده.. خدایا خودت به دادم برس.. این چه آشی بود پختن برام! حالا هی جلز و ولز کنم، هر روز تا نتیجه رو ببینم.. دو هفته کم نیست! دو هفته بی‌قراری تا نمی‌دونم چی بشه!!! اینکه نمی‌دونم چی میشه بعد از این دوهفته خودش بدبختی دیگه ست!

+ جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:20:35|نویسنده: علی


حقتو پس بگیر!

وکیل خودت باش، یاد بگیر خوب حرف بزنی، حقتو پس بگیر از دنیا! دنیا نمیخواد تو به چیزی که میخوای برسی! گاهی برای گریز از مهلکه مجبوریم دروغ هم بگیم.. اما نزار حق و حقوقتو ضایع کنن و عمر و جوونیتو تباه! سکوت نکن! حرف بزن، وقتی به تمام ترفندها متوسل میشن تا وادارت کنن به سکوت! آدما با زبونشون دنیا رو تصاحب میکنن!

+ جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:16:26|نویسنده: علی


فکر و احساسات..

اونکه بتونه احساسات و فکر خودشو کنترل کنه، تمام دنیا رو تحت کنترل میگیره!

+ جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:0:3|نویسنده: علی


به هیچی فکر کن!

وقتی منتظر خبر مهمی هستی، همش دلشوره و ترس اینو داری، نکنه که نشه اون چیزی که من میخوام! تا زمان بگذره و نتیجه حاصل بشه، آدم قلبش از جا کنده میشه .. اما این مغزم که ول کن نیست! سوال می پرسه ازت؟ اگه نشه چه می کنی؟ اگه بشه چی ممکنه بشه؟ همش هم منفی ! یکی نیست بگه آخه درد و مرض ات چیه؟ چرا ولم نمیکنی؟ انگار به راحتی قانع نمیشه! مث سگ پاچه میگیره! جوابی باید بهش بدی که قانع بشه و ول ات کنه! شاید بهترین جواب دعوت به آرامش باشه!

باید گفت آروم باش که با بیقراری تو هیچ چیز حل نمیشه! تو تلاش خودتو کردی! اما باز مغز تو رو صدا میزنه! و بهت میگه تو میتونی سرنوشتت رو تغییر بدی! بزار من بیشتر فکر کنم؟ شاید راه حلی باشه..؟ و این چرخه دائما ادامه داره! حالا ببین این کشدار شدن ماجرا چه بلایی به سر سلامتی تو میاره!؟

پس فکر نکن لطفا، آروم باش ..

 

 

+ چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱ساعت:12:49|نویسنده: علی


جوانان ..

الیف شفق:

درون بسیاری از جوانان، فریادی در حال جوشیدن است.
زیرا آنها فکر می‌کنند، که آینده‌ شان را نسل‌ های قبل رقم زده‌ اند.

+ دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ساعت:11:39|نویسنده: علی |


اونی که آخر میاد..

استاد می‌گفت: اونی که آول بیاد بهتره! اما واقعیت اینه که اونیکه آخر میاد از همه قویتر ظاهر میشه، چون میخواد تمام نبودن هاش رو جبران کنه! پس تمام توانشو بکار میگیره! پس از همه بهتر ظاهر میشه..

+ دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ساعت:0:37|نویسنده: علی


یادآوری..

وقتمونو بیخودی پای مسائل کم اهمیت هدر میدیم. خصوصا پای آدم های بیخودی که خواسته یا ناخواسته وارد زندگیمون شدن! جوری زندگی می کنیم انگار تا ابد زنده ایم! غافل از اینکه عمر ما محدوده! به تعداد سال های مشخص که تو همین لحظه داره تموم میشه! اما روزی ناگهان همین زندگی با همین میزان مشکلات رو از دست میدیم.. به سن و سالت نگاه کن، شاید وقتی برای بهتر شدن نداشته باشی؟ اینجا هیچ چیز شوخی نیست! با این وجود بازهم به اشتباهاتمون ادامه میدیم.. و این عجیبه. انگار که هیچ چیز مهم نیست! اینجا دیگه زنده بودن و نبودن اهمیتی نداره.. ما طلسم شدیم! اما روزی دیگه نفس نمیکشیم.. ایکاش پیش از اون روز به ارزش و اهمیت زندگی پی ببریم ..

+ یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱ساعت:13:6|نویسنده: علی |


حقیقت!

حقیقت هیچ اهمیتی نداره
آدم ها همه چیز رو اونطور که دوست دارن ببینن، می بینن!
و اونطوری که دوست دارند نتیجه میگیرن!
هر جور به نفعشونه... !

باید فریاد بزنی تا صداتو بهشون برسونی!
اما باز هم بی فایده ست!
اونا گوشی برای شنیدن ندارن!
میشنون، اما نمیفهمن!

آدم ها دوست دارن که نفهمن!
هر جور به نفعشونه!

تو باید خودت رو نجات بدی!
ولی بدون آدم ها اینکار غیرممکنه!

 

+ شنبه ۴ تیر ۱۴۰۱ساعت:1:32|نویسنده: علی


ضد درد ..

گاهیم نباید برای تسکین آلام از مُسکن مصرف کرد! مُسکن اعصاب رو تضعیف می کنه تا درد رو تقلیل بده! اما درد همچنان به قوت خودش باقیه!  حساسیت به درد با مُسکن بیشتر میشه! ولی درد قدرتمندتر و فرد رفته رفته ضعیف تر میشه. اما زخم همچنان وجود داره! چاره کار نادیده گرفتن درد ..

+ پنجشنبه ۲ تیر ۱۴۰۱ساعت:1:23|نویسنده: علی