هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

زل زدن به ماه!

حالم یه کم بد بود. رفتم بالای پشت بام خونه شاید حالم بهتر بشه. هوا خنک بود ولی سرد نبود. زل زدم به کره ی ماه. چقدر ما چیزای قشنگ تو این دنیا داریم که میشه بهشون دل خوش باشیم. بالا پشت بوم دراز کشیدم و همونجا نگاهمو بردم سمت ماه! قرص ماه کامل نبود ولی پستی و بلندی هاش به خوبی نمایان بودن! خواستم عکس بگیرم گوشی همراهم نبود. اما تو حافظه م ثبت کردم زیبایی هاشو! حالم بهتر شد!

+ چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ساعت:1:40|نویسنده: علی


مَنِ اسفندماهی!

فردا تولدمه! طبیعتا باید خوشحال باشم از این اتفاق. به خاطر استمرار زندگی و بودنم تو این جهان بزرگ! ولی هیچ حس به خصوصی ندارم! اگرچه منتظر اتفاقای خوب بودم و هیچ اتفاق خوبی نیفتاد! ولی فقط و فقط بخاطر زنده و سلامت بودن از خدا ممنونم! خدایا شکرت!

+ شنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت:23:31|نویسنده: علی


بازدیدکننده!

قبلا بازدیدکننده زیاد داشتم. میومدن کامنت خوب میزاشتن! محبت هم داشتن بعضی هاشون! نمیدونم چی شدن؟ کجا رفتن؟

+ سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ساعت:2:12|نویسنده: علی


ژانت وینترسون / درباره ی کتاب ها ۴

کتاب ها برای من یک خانه هستند. کتاب ها خانه را نمی سازند. آنها خانه اند. همانگونه که یک در را می گشایید. کتاب را بازمیکنید و درونش وارد میشوید. به زمان و مکان های گوناگونی داخل میشوید.

- ژانت وینترسون

+ پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:26|نویسنده: علی


خانه کجاست؟ ۳

“Home isn't a place, its a feeling”
― Cecelia Ahern, Love, Rosie

.خانه، یک مکان نیست، یک احساس است
سیسیلیا اهرن

+ چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت:3:7|نویسنده: علی


رینبو راول/ درباره ی نوشتن ۲۲

…“Why do I write?
To be somewhere else
To get free of ourselves
To stop
To stop being anything or anywhere at all
To disappear”
― Rainbow Rowell, Fangirl

***


”چرا من مینویسم؟
برای بودن در جایی دیگر
برای رهایی از خودمان
برای توقف!
برای توقف، هیچ چیز و هیچ کجا نبودن!
برای ناپیدایی! ”
- رینبو راول

+ سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ساعت:18:32|نویسنده: علی


تناسخ

به تناسخ یا برگشت به زندگی دنیا
یا حتی زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارید؟

+ سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:19|نویسنده: علی


کارگاه داستان نویسی!

.

.

.

با هر موضوعی که خواستید، یک داستان کوتاه بنویسید که در ۳۰۰ کلمه خلاصه شده باشه.

.

.

.

+ دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:5:42|نویسنده: علی


دون راف/ درباره ی نوشتن ۲۱

“A writer always writes.”
― Don Roff

***

یک نویسنده همواره می نویسد!
― دون راف

+ یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:4|نویسنده: علی


کریستوفر مور/ درباره ی نوشتن ۲۰

او یک نویسنده بود و واژگان اسلحه های او بودند!
― کریستوفر مور

+ جمعه ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت:5:42|نویسنده: علی


روح و روان سالم در بدن سالم!

تا همین چندسال قبل می رفتم باشگاه بدنسازی. از بچگی با بابا می رفتم. سالهای کودکی! بعد تو سنین نوجوانی خودم رفتم ولی دووم نیاوردم! علاقه نداشتم! ورزش های سنگین به قلب و سیستم بدن فشار میاره! ورزش های سبک رو بیشتر می پسندم! دوویدن سرعتی و پیاده روی و نرمش های سبک و حتی ایروبیک. تغذیه م رو باید اصلاح کنم! کمتر غذا بخورم و بیشتر فعالیت کنم! عادت کتاب خوندن یکجانشینی و خیره شدن به صفحه ی کاغذ! افسردگی و پژمردگی هم به همراه داره! باید بیشتر به فکر سلامتی جسم و روح بود. سلامتی روح از سلامت جسم جدا نیست!

+ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ساعت:23:56|نویسنده: علی


قهوه و سیگار!

امشب با ماشین سوار شدم رفتم و از فروشگاه قهوه فروشی کمی قهوه بخرم! خیابونا شلوغ شلوغ! دم عیدهه آخر هفته م هست تقریبا! فروشگاه کنارش یه کافه م بود. نگاهی اونجا هم انداختم. بعد داخل فروشگاه قهوه شدم. همه نوع قهوه ای داشت! کم کافئین و پرکافئین! قهوه ی فوری و..! بوی قهوه خودش حال آدمو خوب میکنه! خلاصه اینکه اومدم خونه و ریختم تو بانکه ی شیشه ای قهوه ام! قهوه برای قلب خوبه ولی سیگار نه! چند وقته دلم سیگار میخواد! ولی نخریدم! شاید فردا بخرم. این ماجراها حداقل بهانه ای شد برای نوشتنم! بهونه برای نوشتن زیاد هست! فعلا!

+ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ساعت:3:27|نویسنده: علی


آسمان پر ستاره!

الان از بیرون اومدم. نگاهی به آسمون انداختم پر از ستاره و سیاره های مختلف بود. سیاره های نزدیک زمین مثل: مریخ،مشتری و حتی ماه و... چند تکه ابر هم توی آسمون دیده میشد. رنگ آسمون سیاه سیاه نبود ولی به سورمه ای رنگ بیشتر میخورد. هوا هم که سرد سرد. اومدم خونه و آب بارگذاشتم تو چایی ساز و فوری ریختم تو فلاسک چای و یک چای برای خودم تو فنجون ریختم! و نشستم کنار بخاری!

+ چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ساعت:19:34|نویسنده: علی


گیل کارسون / درباره نوشتن ۱۹

هنگامی که می نویسم احساساتم را کشف می کنم.
― گیل کارسون لون

+ سه شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳ساعت:22:29|نویسنده: علی


دبُرا میلر/ درباره نوشتن ۱۸

…“People write for ego gratification, not money.”
― Deborah Meyler, The Bookstore

***

مردم برای « خوشنودی نفس» می نویسند و نه پول!
― دبُرا میلر

+ سه شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:29|نویسنده: علی


یخ سرد!

دمای هوا به شدت کاهش پیدا کرده و بخاری داخل خونه روشنه و هرچی دمای بخاری رو بیشتر میکنم. هنوز هم سردمه! خیلی سرد! ولی بیرون باد سردی می وزه، جوری که آدمو حالی به حالی میکنه! شاید دما نزدیک به صفر درجه سانتیگراد رسیده باشه! کوچه و خیابون ها سوت و کور و خلوت! هیچ کس اینجا نیست به جز من!

+ دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ساعت:20:7|نویسنده: علی


هرمان ووک/ درباره نوشتن ۱۷

سعی می کنم هر روز مقدار مشخصی بنویسم. پنج روز در هفته! قانونی که شکسته شده بهتر از بی قانونی است.

هرمان ووک

+ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ساعت:18:55|نویسنده: علی


خوب نوشتن/ پائولا دانزیگر/ درباره نوشتن ۱۶

…“Good writing is remembering detail. Most people want to forget.
Don't forget things that were painful or embarrassing or silly. Turn
them into a story that tells the truth.”
― Paula Danziger

***

خوب نوشتن یاد آوردن جزئیاتی است که اغلب مردم می خواهند فراموش کنند.
موضوعاتی که رنج آور، شرم آور یا حتی مزخرف هستند را فراموش نکنید
و آنها را به داستانی تبدیل کنید که حقیقت را بیان می کنند.

― پائولا دانزیگر

+ جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:23:17|نویسنده: علی


خرید اینترنتی!

تقریبا هر بار که اینترنتی خرید کردم کلاه رفته سرم! ولی چه کنم؟ جنسایی که اینترنتی گیر میاد رو هر جایی نمیتونم بخرم! نمیشه تشخیص داد طرفت کیه و ممکنه کلاهبردار از آب دربیاد!

+ جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:21:4|نویسنده: علی


کلمات/ قدرت واژگان/ درباره نوشتن ۱۵

…“Words are pale shadows of forgotten names. As names have power,
words have power. Words can light fires in the minds of men. Words can
wring tears from the hardest hearts.”
― Patrick Rothfuss, The Name of the Wind

***

واژگان سایه هایی کم رمق از نام های از یاد رفته اند. همانطوری که نام ها قدرت دارند، واژگان نیز قدرت دارند. واژگانی که میتوانند نوری در ذهن انسان بیفروزند. واژگانی که میتوانند از سنگدل ترین قلب ها اشک جاری سازند.

― پاتریک روثفوس، نام باد

+ جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:18|نویسنده: علی |


نوشتن نقل قول!

…“Writing quotes is like writing abstracts.”
― Steven Magee

***

نوشتن نقل قول ها، همانند نوشتن چکیده متن است.
― استیون مگی

+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت:19:36|نویسنده: علی


احترام!

چند سال پیش برای ترجمه ی یک کتاب به یه ژاپنی و یه آمریکایی ایمیل زدم. آمریکاییه استاد دانشگاه بود و بعد از چندماه ایمیلم رو جواب داد. هیجان زده شده بودم واقعا. ولی ژاپنیه فردای همون روز بهم پیام داد. عجیب بود برام! ولی با همین حرکت فهمیدم ژاپنی ها حتی برای ایمیل یک ناشناس هم احترام قایل هستن و هم وقتش. چند سوال پرسید. و منم راستش رو گفتم. در کل تجربه ی جالبی بود برای من.

+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت:0:10|نویسنده: علی