هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

اینجوریه سرنوشت ما..

همه از هرجایی دستشون رسید، تیشه به ریشه ی زندگی زدن و ویرانش کردن،،،ما هم نشستیم رو ویرانه ی و گفتیم اینه زندگی، خدا خواسته! سرنوشت ما این بوده،،، 

افسوس که فرصت نکردیم حتی بدی آدما رو تلافی کنیم،،، کاش دنیا جوری پیش میرفت که بتونیم تلافی کنیم،،، چرا عده ای که هیچ حقی ندارن، رو زندگی و سرنوشت ما تاثیر منفی بزارن و ما نتونیم حتی حرف بزنیم.. چه برسه به جبران..

+ جمعه ۲۴ تیر ۱۴۰۱ساعت:2:34|نویسنده: علی