هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

دو هفته دیگه..

دو هفته آینده قراره خبر مهمی بهم بدن! نتیجه اش خیلی مهمه برام! خسته شدم بسکه شنیدم از این و اون:

متاسفانه! نمیشه!

دلم میخواد خبر خوشی بشنوم.. بسه هرچی گرفتاریه، وقتشه زندگی روی خوش نشون بده.. خدایا خودت به دادم برس.. این چه آشی بود پختن برام! حالا هی جلز و ولز کنم، هر روز تا نتیجه رو ببینم.. دو هفته کم نیست! دو هفته بی‌قراری تا نمی‌دونم چی بشه!!! اینکه نمی‌دونم چی میشه بعد از این دوهفته خودش بدبختی دیگه ست!

+ جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ساعت:20:35|نویسنده: علی