هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

جان چه می‌دانست؟

جان چه می دانست از دنیا چه ها خواهد کشید!

«صائب تبریزی»

+ یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲ساعت:0:38|نویسنده: علی


کجاست آشنایی که بشناسه تو رو؟

هرچی به دور و برم نگاه کردم، آشنایی ندیدم.. همه غریبه و بدخواه هم.. ولی تنها یه آشنا دیدم که اونم خودم بودم..ا

این بار سنگین زندگیه که رو شونه های منه.. امان از روزیکه ندونی چرا؟ چرا اینجایی؟ چرا اینقدر سنگین؟؟؟ نتیجه اش چیه؟ به کجا میرسیم؟

+ شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۲ساعت:2:32|نویسنده: علی


تنهایی..

تنهایی رو ترجیح میدم، به بودن با آدمایی که وجودشون مایه ی رنج و عذابه..

+ یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲ساعت:1:55|نویسنده: علی