هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

اینجا نوشتن ۱

اینجا نوشتن تو این صفحه یه زمانی حس و حال خوشی برام داشت! حسم به اینجا کم کم تغییر کرد. بنا به دلایلی دیگه اینجا نمیام! ولی دلم همیشه اینجاست! خداحافظ!

+ شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۳ساعت:1:5|نویسنده: علی


آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟

نه!

+ یکشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۳ساعت:21:47|نویسنده: علی


سایه جنگ!

“Older men declare war. But it is youth that must fight and die.”
― Herbert Hoover

***

پیرمردان اعلام جنگ می کنند. اما جوان است که باید بجنگد و کشته شود.
― هربرت هوور

+ دوشنبه ۷ آبان ۱۴۰۳ساعت:5:18|نویسنده: علی


مملکت ماست!

امروز صبح رفتم اداره پست، شکایت کنم بخاطر بسته ای که یکماه قبل پست کردن و هنوز نرسیده به دستم! گفتن مسئولیتش با ما نیست با فرستنده است. چون استان ما نرسیده! خواستم هرچی لایقشونه نثارشون کنم. ول کردم اومدم خونه! اومدم خونه دیدم آب قطعه. هر روز وضعیت ما همینه! یا آب نیست یا برق نیست! نشستم همن جوری زیر لب ناسزا گفتن! اینجوریاست!

+ سه شنبه ۱ آبان ۱۴۰۳ساعت:9:26|نویسنده: علی