هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

اویی که شکسته شد!

دیگه مثل سابق نمی تونم به دیگران اعتماد و اطمینان کنم! صرف نظر از اینکه اون شخص کی میتونه باشه! حرف، حرف شک و بی اعتمادی سر توهم توطئه نیست. حرف، تجربه است. چیزی که شکست هیچ وقت مثل روز اول نمیشه. یه ترسی تو وجودت جاگیر میشه و همون کارتو می سازه!

+ جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ساعت:16:57|نویسنده: علی


عشق

“And what would humans be without love?"
RARE, said Death.”
― Terry Pratchett, Sourcery

و انسان بدون عشق چه خواهد شد؟ مَرگ گفت: موجودی غریب!

+ دوشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۳ساعت:1:0|نویسنده: علی |


خواب

“Sleep, those little slices of death — how I loathe them.”
― Edgar Allan Poe

خواب، آن تکه های کوچک مَرگ، چقدر از آنها بیزارم!

«ادگار آلن پو»

+ دوشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۳ساعت:0:55|نویسنده: علی |


زمان/حافظه/برگشت به گذشته!

هیچ وقت هوش دیگرانی که تو زندگیتون هستن رو دست کم نگیرید و از فریب دادن، سواستفاده و بازیچه قرار دادن آدم ها دست بردارید. آدم ها هر چند وقت یکبار به گذشته برمی گردن و همه چیز رو مرور میکنن! ترس چیز خوبیه! بترسید به اندازه ای که خیلی خطا نرید!

+ شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۳ساعت:2:34|نویسنده: علی |


فیلم سینمایی!

یه فیلم سینمایی خارجی، ساخت چند سال اخیر بهم پیشنهاد کنید؟ ژانر درام، جنگی،عاشقانه یا حتی ترکیبی از این ها؟ علمی تخیلی هم باشه بد نیست؟

+ جمعه ۱۵ تیر ۱۴۰۳ساعت:2:31|نویسنده: علی |


آوار

یه جایی ته و توی وجودم، دنیایی که هرگز باهاش مواجه نشدم! اما در من هست و بوده! جایی که هرگز تابه حال نشناختم و ندیدم! آواری فرو ریخته! اما من صدای فرو ریختنش رو شنیدم و وحشت کردم! حسی رو درونم زنده کرد. ترس توامان با نومیدی، نامید از ساختن ویرانه!

+ پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳ساعت:0:12|نویسنده: علی