زبان/کافکا
“All language is but a poor translation.”
― Franz Kafka
***
تمام زبان هیچ نیست به جز ترجمه ای ناچیز!
― فرانتس کافکا
تمام، ناتمام من!
“All language is but a poor translation.”
― Franz Kafka
***
تمام زبان هیچ نیست به جز ترجمه ای ناچیز!
― فرانتس کافکا
“I only want to write. And there's no college for that except life.”
― Dodie Smith, I Capture the Castle
***
تنها می خواهم بنویسم و هیچ دانشکده ای به جز زندگی برای آن وجود ندارد.
― دودی اسمیت
“I am never alone, the pages of a book keeps me my mind occupied.”
― Lailah Akita, Think Great: Be Great!
***
من هرگز تنها نیستم! صفحات کتاب ذهن مرا به خود مشغول کرده اند.
― لیلا آکیتا
مرگ در نمیزند! به یکباره وارد میشود! زندگی یه جوری شده که حس می کنم، همین الان ممکنه بمیرم و دیگه نباشم. ولی خوب میدونم دلم نمیخواد این اتفاق برام بیفته! میخوام بمونم و ببینم ادامه ی زندگی رو! مسئله بیماری نیست. حسم نسبت به همه چیز منفی شده! به خودم و خانواده م و همین طور مردم کوچه و خیابون! میتونم بفهمم چقدر ضعیف شدم از نظر روانی و همین طور جسمی! ترس تمام وجودمو گرفته! در حال جنگم با این ترس! مرگ و زندگی تو جسم من در حال جداله! سرنوشت من بستگی به این نبرد داره! یا میمونم و یا میمیرم! اما تو خوب میدونی و میدونم چقدر عاشقانه زندگی رو دوست دارم. اما چیزی در درونم خاموش شده! سربسته میگم که بین خودمون بمونه! همون که میدونی و میدونم روح زندگی رو در من کشته! اجازه بده زندگی کنم. دیگه اشکم تموم شده. نمیتونم گریه کنم!
“Books are a narcotic.”
― Franz KafKa
”کتاب ها مُسکّن هستند.”
― فرانتس کافکا
…“Collect books, even if you don't plan on reading them right away.
Nothing is more important than an unread library.”
― John Waters
***
کتاب جمع آوری کنید، حتی اگر هیچ طرحی درباره ی خواندن آنها بلافاصله نداشته باشید.
هیچ چیز فوق العاده تر از یک کتابخانه ناخوانده نیست.
― جان واترز
…“A writer must writes every day.”
― Lailah Akita
***
یک نویسنده هر روز باید بنویسد.
― لیلا آکیتا
حرفای بعضی آدما چسبیده به سلول های عصبی مغزم! ول نمیکنه! دعوا سر زندگی و آینده ی منه! اونا نمیخوان آروم و خوشبخت باشم! حرف، حرف منفعت و منفعت طلبیه!
بوی برنج دم کشیده و قرمه سبزی تمام خونه رو برداشته. منم که آماده برای خوردن. صدای سوت زودپز هم که میاد. امروز از روزهای خوب زندگیه. خنکی هوا عالیه و از نم نم بارون هم خبری نیست دیگه ولی هنوز هوا کاملا ابریه. یک کم رفتم بیرون و قدم زدم و برگشتم پای پروژه! کتاب ها و درس ها ! امروز خدا رو شکر حالم بهتر و می تونم به کارهام سرو سامان بدم!
“Sleep is good, he said, and books are better.”
― George R. R. Martin
***
او گفت: خواب خوب است و کتابها بهترند.
― جورج مارتین
“Home wasn't a set house, or a single town on a map. It was wherever the people who loved you were, whenever you were together. Not a place, but a moment, and then another, building on each other like bricks to create a solid shelter that you take with you for your entire life, wherever you may go.”
― Sarah Dessen, What Happened to Goodbye
***
خانه یک دستگاه آپارتمان یا شهری کوچک روی نقشه نبود. خانه هرجایی است که دیگران دوستتان داشته باشند. هرکجا که شما کنار هم بودید. خانه یک مکان نیست، یک لحظه است و سپس لحظه ای دیگر. ساختمانی که آجر به آجر روی یکدیگر بنا میشود تا سرپناهی مستحکم بسازد. تا هرکجا که میروید با خودتان ببرید.
― سارا دسن / چیزی که وقت خداحافظی اتفاق می افتد
“′Classic′ - a book which people praise and don't read.”
― Mark Twain
***
کلاسیک، کتابی است که مردم آن را می ستایند و نمی خوانند.
― مارک تواین
“Home isn't where you're from, it's where you find light when all grows dark.”
― Pierce Brown, Golden Son
***
خانه، مکانی نیست که شما از آنجا می آیید. مکانی است که نور را می یابید آن هنگامی که همه جا تاریک میشود.
― پیرس براون/ پسر طلایی

“I can shake off everything as I write; my sorrows disappear, my courage is reborn.”
― Anne Frank
***
حین نوشتن می توانم از شر همه چیز خلاص شوم، غم و اندوه های
من ناپدید میشوند و شجاعتم از نو متولد میشود.
― آنه فرانک

“Writing is a socially acceptable form of schizophrenia.”
― E.L. Doctorow
***
نوشتن، فرمی پذیرفته شده ی اجتماعی از اسکیزوفرنی است.
- ادگار لورنس دکتروف
“Start writing, no matter what. The water does not flow until the faucet is turned on.”
― Louis L'Amour
***
نوشتن را آغاز کن! اهمیت ندارد چه چیزی. تا شیرآب باز نشده، آب جاری نمی شود!
― لوئیس لامور

“You must stay drunk on writing so reality cannot destroy you.”
― Ray Bradbury, Zen in the Art of Writing
***
با نوشتن مست بمانید تا واقعیت نتواند شما را ویران کند.
- ری بردبری، ذن در هنر نوشتن
“The fear of death follows from the fear of life.
A man who lives fully is prepared to die at any time.”
― Mark Twain
***
".. هراس مرگ، در پی ترس از زندگی می آید.
انسانی که زندگی را به کمال زیسته باشد،
هر زمان برای مرگ آماده است."
- مارک تواین
“But how could you live and have no story to tell?”
― Fyodor Dostoevsky, White Nights
***
اما، چگونه می توانید زندگی کنید و داستانی برای گفتن نداشته باشید.
― فئودور داستایفسکی/ از کتاب شب های روشن