هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

صدا کن مرا(ترجمه یک شعر انگلیسی)

صدا کن مرا..

وقتی که روزها خشن و زمخت هستند
و زندگی، بر تو سخت می گیرد
وقتی دیدگانت تیر و تار می گردند
و افکارت مغشوش

صدا کن مرا..

وقتی که خورشید، تابان است
و هیچ سایه ای زیر نورش دیده نمیشود
وقتی که باران در حال باریدن
و آسمان در حال غریدن است.

صدا کن مرا..

وقتی عاشق کسی بودی که رفته
و حس بی کسی می کنی،
و کسی نیست که در آغوش بگیرد تو را
وقتی که نیازمند قلبی مهربانی،
صدا بزن مرا،

آنجا خواهم بود!


ترجمه: علی.خ

+ جمعه ۲۸ مهر ۱۴۰۲ساعت:1:1|نویسنده: علی |