هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

از داستان «یکه و تنها» بزرگ علوی

تابحال تنها و بی کس بودم. حالا که دارم اینها را سرهم می کنم کسی دارم غمگساری دارم و احساس می کنم که دل هر دومان برای هم می تپد. اگر کسی پیش من نیست که با او درد دل کنم. این یادداشت ها که از روی آن شرح زندگی خود را ترتیب داده ام انیس و مونس من هستند.

+ چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۳ساعت:1:26|نویسنده: علی