هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

خوشبختی چیست؟

خوشبختی، یعنی
هم‌صحبتی،
همنشینی،
هم نفسی شدن با آدمی که خوش اخلاق و خوش برخورد باشه، همه چیز زندگی پول نیست! اما آدم هایی هستن، که قلب های بزرگی دارن، اونا از اندوخته ی جیبشون خرج نمیکنن که خوشبختت کن، اونا از اندوخته ی اعماق قلبشون خرج میکنن برات! از وقتی اونا کمیاب شدن، خوشبختی هم تموم شد!
هیچکس با تنهایی به خوشبختی نمیرسه!

+ دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:1|نویسنده: علی |


نیمه ی پنهان ماه!

آدم ها فریب ظاهر زیبای دیگرانو میخورن! چهره ی زیبا، صدای دلنشین! لباس فاخر و محترمانه! شاید شیفته ی همین ظاهر زیبایی که با چشم میبینن، هم بشن! اما تمام حقیقت درون آدم ها شکل گرفته! چیزیکه دیده نمیشه! چیزهایی هست که نمیبینیم! اما در آینده ی نه چندان دور خودشو نشون میده! نمی خوام بگم آدم های زشت آدم های اخلاقی تری هستن. یا تبلیغ آدمای بی شخصیت و بدقیافه و زشت رو بکنم.

اما حرفم اینه که پشت چهره ی آدم ها و همین طور کلمات به ظاهر دوستانه  از آدم های به ظاهر باشخصیت، چیزایی هست که ناگفته و نادیده باقی میمونه!

اون نادیده ها و ناگفته ها تمام حقیقت ماجراست! همون چیزایی که ما نمی بینم همه چیز هستن! و آدما هم به راحتی قابل شناخت نیستن! اما نیاز نیست آدم ها رو بشناسیم! چون ما هیچگاه شناخت دقیقی از آدم های نخواهیم داشت. شخصیت آدم ها به قدری پیچیده و تودرتو هست که عملا برای نزدیکترین کسانشون هم قابل تشخیص نیست!

ماجرای ماه ای که همیشه میدرخشه اما یکروی همیشه تاریک هم داره! اما حقیقت کدومه؟

+ یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱ساعت:22:4|نویسنده: علی


بار رنج هایم..

اگر از بار سنگین درد و رنج زندگی در عذابی
آگاه باش! که داری سهم رنج دیگرانم به دوش می کشی!
رنج هرکس به اندازه خودشه نه بیشتر!

 

 

 

+ شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ساعت:21:43|نویسنده: علی |


اینه سرنوشت ما..

خدایا
جوونیم حروم شد!
دلم حروم شد!
زندگیم حروم شد!
عمرم حروم شد!

این چه سرنوشتی بود؟
اینجا جای خوبی نیست!

 

 

+ شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ساعت:1:9|نویسنده: علی


درس عبرت!

یه دختر خانمی چندسال قبل اومد اداره، وقتی دیدنش نتونستم جلوی دلمو بگیرم! بعدها خواسته ای داشت در مورد کار اداری و من با کمال میل پذیرفتم!

که نهایتا باعث شد به ثروت برسه که حقش نیست! بعد از اینکه به خواسته اش رسید! گفت من که تو رو نمی‌شناسم! تو اصلا کی هستی!؟ برو رد کارت، واقعا وقتی دیدم دلی براش کار میکنم و داره اینجوری رفتار میکنه، دلم شکست!

من هیچ وقت آدمی نبودم که بخاطر هرچیزی دنبال دخترا راه بیفتم! و این منو بیشتر آزار می‌داد! بعد سالها فهمیدم این باهمه اینجوریه! اصلا رسم و رسوم کارش همینه! ثروتی رو که من براش ساختم، نصیب اونایی دیگه شد! اونای دیگه منظورم پسرای دیگه است. من غریبه بودم! و باید میرفتم رد کارم! انتخاب شده بودم برای بیگاری! اما اون انتخاب دیگه ای داشت!

بعدها فهمیدم چه حماقتی کردم! گول دلمو خوردم! هیچ وقت نه برای غریبه و نه آشنا قدمی برندارید! هیچ کس ارزش قلب شما رو نمیدونه! دوستی من برای ازدواج بود و اون از سر منفعت طلبی و برای خوشی زندگیش منو وادار به کاری میکرد که ناخواسته پای خودم گیر میفتاد ولی اون به خواسته اش می‌رسید!

تلخی این ماجرا بعد از فهمیدن حقیقت بیشتر شد! دیونه شدم وقتی دیدم ماجرا از چه قراره! اما دل منم شکست! اون عشقی که داری برای خودت نگه دار و اون کسی که مطمئنی از دوستیش وگرنه بدجوری ضرر می‌کنی! بدجوری زمین میخوری!

+ شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:29|نویسنده: علی


تو فقط خودتو داری!

تنها کسی که داری خودتی! خودتو تحویل بگیر.. عاشق خودت باش..

 

+ پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ساعت:13:21|نویسنده: علی


آدم ها و رابطه ها..

وقتی حال خوبت وابسته به یکنفره اما همون یکنفر نمی‌خوادت! زندگیت بهم میریزه! عذاب می‌کشی! باوجود اون آدم چیزی درونت زنده میشه که با آدم های دیگه نمیشه. زندگی تو به اون آدم وابسته میشه. یه حس قوی شکل میگیره، یه چیزی که خودتم بی خبری ازش اما وجود داره! یه موجود زنده ایجاد میشه.. اون با وجود رابطه زنده ست و نفس می‌کشه.. و با قطع اون ارتباط میمیره.. و مرگ اون مساوی با مرگ تو..

+ چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:39|نویسنده: علی


عٌمر..

توسن عمر تو،
          در تاختن است!

                               «پروین اعتصامی»

+ سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ساعت:22:25|نویسنده: علی


خون دِل ما..

ظالم از خون دِل ملت تغذیه میکنه!

اون روز به روز خودشو کُلفت تر میکنه و ملتو به گرفتاری و ضعف میندازه.. !

+ سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:18|نویسنده: علی


هر نفسی عذاب..

زندگی من هرنفسش عذابه.. مباد این زندگی! شاد اونی که راحت و رفت.. دیگه تمومه! .. تو دیگه هیچی نمی‌خوای! هیچی نمیگی! اصلا دیگه وجود نداری! گاهی حسودیم میشه به اونایی که مردن، شاید باورت نشه! اما اونا دیگه آسوده شدن اینهمه رنج!

+ جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ساعت:19:30|نویسنده: علی


جوانی..

باید تلف بشیم، این رسم زمونه ستا.

اما پای چی؟ یا پای کی؟

این همه اون چیزیه که باید مراقبش باشیم!

که نره پای ناکس جماعت..

وگرنه میسوزی! سوختن درد داره، بدجوری!

دل رسم خودشو داره..

 

+ جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:48|نویسنده: علی


ارزش آدم ها..

آدم ها ارزش هم‌صحبتی ندارن! برای آدمی مثل من آدم ها اونقدر ارزشمند هستن که از نظر مالی منفعتی داشته باشن یا حداقل از هم‌صحبتی باهاشون چیزی یاد بگیرم! وگرنه کل آدم هایی که شناختم روی هم یه ریال هم ارزش نداشتن! اینو با قاطعیت تمام میگم..  حتی یک جمله ی ارزشمند می‌تونه دنیای ما رو دگرگون کنه! کمتر کسی دیدم، که اون جمله رو هدیه بده به من!

دل آدم هم که تموم میشه، مثل عمر که میگذره و به انتها میرسه، دل هم اندازه ای داره! این دلو برای خودت نگه دار،،، حیفه که حروم آدم ها بشه!

 

 

 

+ دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ساعت:0:57|نویسنده: علی


زباله ها رو دور بریز..

هیچ وقت، هیچ زمان،
قدمی برای کسی برنداشتم
مگر اینکه حس کردم با کمک به اون
به خودم کمک کردم
اما بعدها فهمیدم
به خودم ضرر زدم
چون هیچ خیری ازشون ندیدم
همه مث بلانسبت گاو سرشونو میزارن پایین
و میرن پی کارشون

مرگ و زندگی تو براشون ارزشی نداره!

منافع در اهمیت هستن!
تو میمونی و فکرای توی سرت
و یه عمر حسرت
قبل از هر عمل آینده رو خوب نگاه کن
بعد قدم بردار
شاید همون دوست فردا
دشمن تو بشه!
اما خوب که فکر کنی
هیچ کس با هیچ کسی دوست نیست
همه دشمنن باهم
فقط گاهی منافعشون ایجاب میکنه
دوست باشن باهات
اما از فردا مطمئن نباش..

 

+ شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ساعت:18:59|نویسنده: علی


جیبتو پر می کنی اما به چه قیمتی!

آدما همنوع خودشونو تیکه و پاره میکنن و میخورن... برای زندگی بهتر و آسایش بیشتر.. همه هم از هم یاد میگیرن.. همه دزد شدن.. اما یه روزی یه جایی که دور و دیر هم نیست، تاوانشو پس میدن.. آدم عاقل اونه که بفهمه چه میکنه!

+ پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ساعت:5:5|نویسنده: علی


تنهایی..

همه تنهات میزارن؛
و میفهمی که
تو فقط خودتو داری..
فقط خودتو..
دیگه با آدما خوب نباش..

+ شنبه ۷ خرداد ۱۴۰۱ساعت:3:43|نویسنده: علی


تقدیر در حال شکل گرفتن..

تو همین لحظه که نشستی، تو همین نقطه! سرنوشت و تقدیر تو در حال شکل گرفته؛ کافیه کاری انجام بدی.. که تو سرنوشتت تاثیر مثبت بزاره! اونوقته که تو برنده ای.. اما پیش از اون، چه بازی ها که با تو نمیشه!

+ دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱ساعت:23:1|نویسنده: علی


بی اعصاب و درب و داغون..

سرم ورم کرده، سنگینه، درد دارم... همش سرم داره گیج می‌ره! دیوونه دارم میشم... دیوونه..

+ یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱ساعت:23:36|نویسنده: علی


حروم شدن..

اومدیم چیزایی که رو داریم نزاریم حروم بشن،

                    غافل از اینکه داریم خودمون حروم میشیم ..

+ یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱ساعت:1:0|نویسنده: علی