هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

دلم سیگار میخواهد فقط ..

سیگاری نیستم، چایی خورم،،، عرق نمیخورم که مست و لایعقل بشم و غافل از زندگی و دنیام.. اما این روزا دلم میخواد فقط دور بشم از اینجا و برم یه گوشه ای بشیم،،، جایی که کسی نباشه، نگاهم تو نگاهش بیفته! زر مفت بزنه!

بخدا هیچکس،،، بی سرو صدا،،، بی مزاحم،،، از جمله پدر و مادر،،، فقط بشینم اونجا هی سیگار بکشم و هی زاررر بزنم.. جوریکه هرچی بغضه از سینه ام بزنه بیرون،،، که بزاره فقط زندگی کنم... دلم زندگی میخواد،،، نه هیچ چیز دیگه ای،،، یه زندگی معمولی،،، دور از آدم های سر خر و بیشعور ...

+ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ساعت:7:7|نویسنده: علی