زخمهایی که کهنه تر و بدخیم تر شدن..
روزگار دزد لبخنده های ماست. با گذر عمر رفته رفته لبخندهات آب میرن و زخم هات دردناکتر، دزد لبخندهای تو همین، آدمایی هستن که سر راهت قرار میگیرن، حتی نمک میپاشن رو زخمات، زخماتو زخمی تر میکنن..جوری که خونریزی کنی تا سرحد مرگ..
تو مرگ رو بارها به چشم میبینی! اما خداوند تو رو دوباره به زندگی برمیگردونه، تا ساخته بشی برای زخمای بعدی.. اینجوریه که قطار زندگی به پیش می ره..
اما تو باید حواست باشه.. وگرنه زندگی رو به کل باختی.. تو فقط باید قوی تر بشی و پیش بری.. باید قوی تر بشی..
+ شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت:15:21|نویسنده: علی