هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

یک مهمان کوچک..

هوا سرد شده.. از چند شب قبل یه گربه اومد دم در هال و با صدای نازکش درخواست کمک میکرد! از تن صدا و حالت صورت و تکونای دستش تشخیص دادم چیزی میخواد! با یه حالت خواهش و تمنایی میو میو میکرد! و همین جور با چشماش زل زده بود بهم! دو سه شب اول بهش یخورده غذا دادم ... دیدم پسر خوبیه و حرف گوش کن و اهلیه نگهش داشتم .. یه جا خواب گرم و پتو براش انداختم.. تا ببینم میتونم نگهش دارم یا نه! یکم ناز و نوازشش کردم دیدم راه افتاد دنبالم.. محبت زبان مشترک همه مخلوقات خداست.. حیوانات هم درک دارن همونطور که ما فهم و درک داریم، رنج یا خوشی رو احساس میکنن، اونا هم احساسات دارن.. با مخلوقات خدا مهربان باشیم..

+ جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰ساعت:0:53|نویسنده: علی