او یک نشانه است!..

عاشق این عکس شدم! رابطه ی محبت آمیز واقعی و صادقانه! ضمن اینکه یه کبوتر سفید خوشگل چندماهی هست مهمون خونمون شده! اوایل میترسید .. آب و دونه ش دادم.. ولی اعتماد نداشت .. تا این اواخر ظهر بود و هوا گرم! تا دیدمش رفتم سمت شیلنگ آب و بازش کردم.. اونم از بالای نرده ها اومد پایین و کلی شنا کرد با آب! تا جایی که میتونستم به پر و بال و رو تنش آب ریختم.. اونم از خدا خواسته تو اون هوای گرم، نشست زیر آب شیلنگ و حمام حسابی کرد! بعد از اون ماجرا هم براش دونه خریدم.. حتی چند باری بهش تو دستم دونه دادم.. زیاد نزدیک نمیومد میترسید! ولی فکر میکنم کم کم خودمونی تر بشه! اینطور به نظر میاد! بین ما هیچ وقت، هیچ کلمه ای رد و بدل نشد! ولی همو میفهمیم.. هیچ وقت حرفی نمیزنه که برنجم! یا رفتاری نمیکنه که انتظارشو ندارم .. مثل آدما بی صفت نیست! باور نمی کنید وقتی میبینمش چه حالی بهم دست میده! از ته قلبم خوشحال میشم..