هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

نه! این تقدر تو نیست!

این تقدیر تو نیست! تقدیر هیچ کس از قبل نوشته نشده! آدما برای رد گم کردن خودشونو به  اون راه میزنن .. تقدیر تو رو آدم های مهم پیرامونت و به خصوص خودت مینویسید! زمانی میشه اسمشو تقدیر گذاشت که تو تسلیم مطلق باشی و تن بدی بهش! و این لعنت فرستادن نمیدونم چیزی رو تغیر میده یا نه! لعنت به چیزایی که نتونستم تغییر بدم و شد تقدیرم.. تنها فکری که میاد به سرم اینه که این زندگی همین روالی که تا الان پیش رفته ادامه پیدا میکنه.. این زندگی! این نکبت! ملکه ی عذابم شده.. و زندگی رو جهنم کرده! نمیدونم این چیه که رهام نمیکنه! به هر دری زدم نشد ..نمیدونم! سنگ انداختن جلو پام.. یه وقتاییم خودم نخواستم..یه چیزای نزاشت! ولی لعنت به اونی که رهمو سد کرد وقتی راه درستو میرفتم.. لعنت تا ابدالآباد .. لعنت!

+ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۰ساعت:1:51|نویسنده: علی