هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

حالِ من..

هیچ چیز مثل گذشته نمیشه! گذشته ام خوب نبود .. ولی انگار بهتر از الان بود.. حسرت های امروزو نداشتم.. اون چیزی که میگم از دست رفته؛ منظورم حال خوب خودمه.. چیزی از دست رفته.. ولی ایکاش اون چیز خوبو نزاریم از دست بره.. نزاریم هدر بره.. بخشی از وجود خودمو برای آدم هایی خرج کردم.. حس ورشکستگی دارم.. ولی کاش قدر خودمونو بدونیم.. ولی بازم گول می خوریم.. کاش چند سال برمیگشتم به عقب.. تنها چیزی که میمونه حسرت کارهایی که باید میکردیم و نکردیم.. و یا کارهایی که نباید میکردیم و کردیم.. من آدمیم که نمیتونم اشتباه خودمو ببخشم.. چه برسه به دیگران..

+ جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰ساعت:1:53|نویسنده: علی