وقتی زندگی به کابوس بدل میشود!

تا الان خویشتن داری کردم که هنوز زندم! بایستی سال ها پیش هفت کفن پوسونده بودم.. تو ندیدی و نمیدونی ولی من خوب میدونم از کی و از چی حرف میزنم! خیلی سال گذشت ،اوضاع همونه که بود! باخودم میگم شاید نیازِ دیدگاهمو نسبت به زندگی تغییر بدم، ولی نه! اینا همش حرف مفته! نمیشه چون تحملشو ندارم... زندگی استخونتو خرد میکنه! لهت میکنه! دل بیرحمی داره زندگی.. این اون روی زندگی! روی دیگشو ما ندیدیم اگه رویی دیگه م داشت! وضعیت از این بدتر دیگه نمیشه! خودمو زدم به اون راه و به روی خودم نیاوردم.. یه آدم مگر چقدر میتونه تحمل کنه؟ و ادامه بده! ولی وضعیت بدتر از این حرفاست.. افسوس از سالهایی که گذشت! و زندگی که زندگی نشد! زندگی این جنگ نابرابر... که کابوس دنیای ما شد..
+ سه شنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰ساعت:1:3|نویسنده: علی