از زندگی تا مرگ مونرو ...

مونرو با نام نورما جین مورتنسون در روز ۱ژوئن ۱۹۲۶ در مرکز پزشکی یواسسی شهرستان لس آنجلس در لس آنجلس، کالیفرنیا به دنیا آمد. مادرش، گلادیس پیرل بیکر از خانوادهای فقیر از غرب میانه بود که در اوایل قرن به کالیفرنیا مهاجرت کرده بود. گلادیس در ۱۵ سالگی با جان نیوتن بیکر، مردی بد لحن و نه سال بزرگتر از خود ازدواج کرد. آنها صاحب دو فرزند به نامهای رابرت (۱۹۱۷–۱۹۳۳) و برنیس (زادهٔ ۱۹۱۹) شدند. او با موفقیت درخواست طلاق و حضانت تنهایی در سال ۱۹۲۳ داد، اما بیکر خیلی زود بچهها را ربود و با آنها به زادگاهش کنتاکی رفت.
به مونرو گفته نشده بود که او خواهر دارد و برای نخستینبار در بزرگسالی با برنیس ملاقات کرد. پس از طلاق، گلادیس به عنوان برشگر فیلم نگاتیو در صنایع ادغام فیلم کار کرد. در سال ۱۹۲۴، او با مارتین ادوارد مورتنسن ازدواج کرد، اما آنها فقط چند ماه بعد از هم جدا شدند و در سال ۱۹۲۸ طلاق گرفتند. هویت پدر مونرو ناشناخته است و او بیشتر از بیکر به عنوان نام خانوادگی خود استفاده میکرد.
اگرچه گلادیس از نظر روحی و مالی برای یک کودک آماده نبود، اما در اوایل کودکی مونرو پایدار و شاد بود. گلادیس دخترش را نزد والدین خوانده مسیحی تبشیری آلبرت و آیدا بولندر در شهر روستایی هاوتورن قرار داد؛ او همچنین شش ماه نخست را در آنجا زندگی کرد تا اینکه مجبور شد به دلیل کار به شهر بازگردد. او سپس آخر هفتهها به ملاقات دخترش میرفت.
در تابستان سال ۱۹۳۳، گلادیس با وام از شرکت وام صاحبان خانه یک خانه کوچک در هالیوود خریداری کرد و مونرو هفتساله را با او به آنجا برد. آنها خانه را با مهمان داران، بازیگران جورج و مود اتکینسون و دخترشان، نلی مشترک کردند. در ژانویه ۱۹۳۴، گلادیس دچار یک فروپاشی روانی شد و به اسکیزوفرنی پارانوئید مبتلا شد.
پس از چند ماه در یک خانه استراحت، او به بیمارستان دولتی متروپولیتن سپرده شد. او بقیه عمر خود را در بیمارستان و خارج از بیمارستان گذراند و بهندرت با مونرو در ارتباط بود. مونرو نگهدار بیمار شد و دوست مادرش گریس گدارد ، مسئولیت امور او و مادرش را بر عهده گرفت.
در چهار سال آینده، وضعیت زندگی مونرو بیشتر تغییر میکند. در ۱۶ ماه اول، او زندگی خود را با خانواده اتکینسون ادامه داد و در این مدت مورد آزار جنسی قرار گرفت. او که همیشه دختری خجالتی بود، اکنون دچار لکنت زبان شد و گوشهگیر شد. در تابستان سال ۱۹۳۵، او مدت کوتاهی در کنار گریس و همسرش اروین «داک» گدارد و دو خانواده دیگر ماند و در سپتامبر، گریس او را در خانه یتیمان لس آنجلس قرار داد. این یتیم خانه «یک مؤسسهٔ نمونه» بود و توسط همسنوسالان او با عبارات مثبت توصیف میشد، اما مونرو احساس میکرد که رها شدهاست.
گریس با تشویق کارمندان پرورشگاه که فکر میکردند مونرو از زندگی در یک خانواده خوشبخت تر خواهد بود، در سال ۱۹۳۶ سرپرست قانونی او شد، اما او را تا تابستان ۱۹۳۷ از یتیم خانه خارج نکرد. اقامت دوم مونرو با گدارد فقط چند ماه طول کشید زیرا همسرش داک او را مورد آزار و اذیت قرار میداد؛ او سپس دوره های کوتاهی را با اقوام و دوستان و بستگان گریس در لس آنجلس و کامپتن، زندگی کرد.
تجربه های کودکی مونرو بود که برای نخستینبار او را به بازیگری تبدیل کرد:
«من دنیای اطرافم را دوست نداشتم چون نوعی ترسناک بود. وقتی شنیدم این بازیگری است، گفتم این همان چیزی است که میخواهم باشم. بعضی از خانواده های پرورشی من برای بیرون آوردن از خانه من را به سینما میفرستادند. در جلوی من، آنجا یک صفحه بزرگ با یک بچه کوچک تک و تنها بود، و من آن را خیلی دوست داشتم.»
مونرو در سپتامبر ۱۹۳۸، هنگامی که زندگی را با عمه گریس، آنا لوور در ساوتل را آغاز کرد، خانه دائمیتری پیدا کرد. او در دبیرستان امرسون جونیور ثبت نام کرد و با لوور به خدمات هفتگی علوم مسیحی میرفت. مونرو دانشآموز متوسطی بود اما در نوشتن بسیار عالی بود و در روزنامهٔ مدرسه همکاری میکرد. به دلیل مشکلات سلامتی لوور، مونرو در حدود اوایل سال ۱۹۴۱ برای زندگی با خانواده گدارد به ون نایز بازگشت. در همان سال، او شروع به تحصیل در دبیرستان ون نایز کرد. در سال ۱۹۴۲، شرکتی که داک گدارد را استخدام کرد، او را به ویرجینیای غربی منتقل کرد.
قوانین محافظت از کودکان در کالیفرنیا مانع از آن شد که خانواده گدارد مونرو را از ایالت خارج کنند و او مجبور شد که به یتیم خانه برگردد. برای راه حل، او در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۲ درست پس از تولد ۱۶ سالگی با پسر ۲۱ ساله همسایهٔ خود، کارگر کارخانه، جیمز دوگرتی، ازدواج کرد. پس از آن مونرو دبیرستان را رها کرد و خانهدار شد. او به خود پی برد و با دوگرتی ناسازگار بود و بعداً اظهار داشت که او در طول ازدواج «از کسالت میمیرد». در سال ۱۹۴۳، دوگرتی به عضویت ناوگان بازرگانی درآمد و در جزیرهٔ سانتا کاتالینا مستقر شد، جایی که مونرو با او نقل مکان کرد.
در دوران جنگ و پس از آن ازدواج افراد جوان پس از دبیرستان بسیار رایج بود. آنان در ۱۹۴۲ ازدواج کردند و زمانی که جیم به ارتش برای جنگ فراخوانده شد، مریلین به شغل مدل عکاسی روی آورد. در سال ۱۹۴۶ زمانی که آنها از هم طلاق گرفتند، مونرو تبدیل به مدل عکاسی معروفی شده بود که تصاویرش در همه مجلات کشور خودنمایی میکرد.
بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ عکسهای برهنه ای از او گرفته شد. عکسهای برهنه او در ۱۹۵۳ بر روی صفحات پلی بوی به چاپ رسید، که برایش بسیار اضطرابآور بود، چرا که عکسهای هیچ هنرپیشهای تا آن تاریخ در هالیوود بهطور برهنه گرفته نشده بود. چاپ این عکسها که بعدها در هر کافهای در کشور دیده میشد برای او اضطرابآور بود.
یکی از علل ازدواج مریلین با جو دی ماجیو، قهرمان بیسبال در سال ۱۹۵۴ عکسهای برهنهای بود که او را بسیار نامطمئن از وضعیت خویش کرد و میتوانست به اخراج او از استودیوی فاکس بینجامد. جو قهرمان بیسبال، مردی مهربان اما خشن بود که خود را مالک مریلین میدانست. زندگی آنان پر از تنش بود و دوران این ازدواج بیش از ۹ ماه طول نکشید.
در سال ۱۹۵۵ ازدواج آرتور میلر نمایشنامه نویس برجسته آمریکایی با مریلین رخ داد. زندگی آنان ۵ سال به طول انجامید، او سه بار مجبور به سقط جنین شد. این موضوع تأثیرات روحی اسف باری روی مریلین گذاشت و به قرصهایی که پزشک تجویز میکرد اعتیاد پیدا کرده بود. آرتور میلر نویسنده نیز آدم سختی بود و سر صحنه فیلمبرداری دخالت میکرد و به کارگردان میگفت که مثلاً بخشی از فیلمنامه را که مربوط به مریلین است، باید تغییر دهند.

نویسنده کتاب «شور و تضاد» بر این باور است که مریلین به عشق آزاد اعتقاد داشت و رابطه نزدیکش را با جو دی ماجیو در تمام سالهای زندگیش با آرتور میلر حفظ کرد. این در حالی است که رابطه آزاد جنسی در هالیوود به ندرت وجود داشت. در کتاب خاطرات راف رابرت، دوست صمیمی مونرو، اشاره شده که مریلین در آن عنوان کرده خوشحال است که با جو به این توافق رسیده که رابطه عاشقانه شان را با هم ادامه دهند و در عین حال با افراد دیگر هم رابطه جنسی داشته باشند.
آخرین حضور برجسته مریلین مونرو در انظار عمومی به ۱۹ مه ۱۹۶۲ بازمیگردد که او در مراسم جشن تولد جان اف. کندی در سالن مدیسون اسکوئر گاردن بر صحنه ظاهر شد و ترانه تولدت مبارک، آقای رئیسجمهور را در حضور او اجرا کرد.
مرگ مونرو
مرلین مونرو در تاریخ ۵ اوت ۱۹۶۲ میلادی، در کالیفرنیا درگذشت. علت مرگ وی، «مصرف بیش از حد داروی خوابآور» ذکر شد. دلیل رسمی مرگ وی «خودکشی» بر اثر «مصرف بیش از حد داروهای خوابآور و آرامبخش» اعلام شد، اما ادعاهای مبنی بر حصول یک توطئه و مجموعه حوادث اسرارآمیزی که منجر به مرگ وی شد، همواره بحثبرانگیز بوده است.

مریلین مونرو در ۸ اوت ۱۹۶۲ میلادی، در یکی از آرامگاههای مشهور شهر لسآنجلس، به نام گورستان وستوود به خاک سپرده شد. پلیس علت مرگ را میزان بالای نمک اسید باربیروتیک در بدن وی و بر اثر خودکشی اعلام کرد.

لویس بنر نویسنده کتاب ''شور و تضاد'' احتمال خودکشی او را کم میداند، چرا که میگوید او در فرم بسیار مناسبی بود و برنامههای مختلفی برای زندگی داشت. او معتقد است: «رابرت کندی برادر جان اف کندی و دادستان وقت عالی آمریکا با او رابطه پنهانی داشت. همسایهها و سرایدار اوایل بعد از ظهر روز پنجم اکتبر، رابرت کندی را در منزل مریلین دیدهاند.» بنر میگوید: «همه گزارشهای پلیس در عرض چند هفته مفقود شد. رابرت کندی با دپارتمان پلیس ارتباط داشت.»
نویسنده کتاب معتقد است که احتمالاً مافیا برای جلوگیری از افشای روابط پنهانی مرلین با جان اف. کندی رئیسجمهور و رابرت اف. کندی برادر وی، مریلین را به قتل رساندهاند. البته این یکی از سناریوهای قتلی است که پس از پنج دهه در هالهای از ابهام فرورفتهاست.
پس از مرگ مریلین هفتهای سه بار گلهای سرخی بر سر خاک وی به مدت ۲۰ سال فرستاده میشد. این فرد کسی نبود جز جو دی ماجیو، معشوقه یکی از پر آوازهترین بازیگران قرن بیستم. هماینک یک بازرگان آمریکایی به نام ریچارد پانچر در قبر بالای وی دفن شدهاست که در سال ۱۹۸۶ درگذشت. وی وصیت کرده بود که با صورت بر روی زمین در قبر گذاشته شود.
|
