هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

یه شب مهتابی..

تا جون تو بدن داری زندگی کن! زندگی همیشگی نیست! یه روزی تموم میشه بساط زندگی! شاید دور، شاید هم نزدیک! ولی باید زندگی کرد.. پس شاد و خوشبخت زندگی کن! هرچند شادی کمیاب شده! و لبخن رفته از لبات! با اینحال غم نخور! که این غما میسوزونن وقتتو.. مرگ یه رازه.. ولی زندگی تنها و تنهاترین حقیقت حال توئه! پس تنها حقیقت خودتو دریاب!

 

 

+ چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰ساعت:3:9|نویسنده: علی