هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

هرگز فرصت نیافتم تا محبتم را به تو ابراز کنم...

هرگز فرصت نیافتم
تا محبتم را به تو ابراز کنم...
--------------------------
هرگز فرصت نیافتم تا محبتم را به تو ابراز کنم...
و بگویم دوستت دارم.
ترکم کردی پیش از آنکه بهم برسیم.

با تمام وجود
حس نیازم را به تو درک کردم!

در این گوشه از جهان؛
تو را می جویم و نمی یابم ات!

روزی گفتی؛
هرگز مرا از خاطر نخواهی برد!
چگونه بتوانم بی تو سر کنم؟

احساس بیهودگی می کنم!

جهانی سرد و دلمرده؛

گاهی، در انزوا و تنهایی،
آغوش گرم و پراحساس تو را
حس می کنم؛
و تمام نیاز من به تو از درد بیرون می رود.

خاطرات با تو بودن مرا احاطه کرده اند.
هرگز نمی توانم باور کنم که تو را نخواهم دید

- نیکلاس گوردون -

24
-------------
ترجمه: ع.خ

+ چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ساعت:10:58|نویسنده: علی |