ترجمه ی یک ترانه ی ایتالیایی...

ricchi e Poveri - Come Vorrei
روزهایی هست. (خاطره انگیز و خوب!)
در حالی که بیخوابی به سرم زده و خواب به چشمانم نمی آید؛ به تو فکر می کنم!
به عنوان محبوب تو؛ خودم را در خانه حبس می کنم.
و در سکوت و خاموشی خانه غرق می شوم!
و آن هنگام که برف پشت شیشه ی پنجره در حال باریدن است!
نزدیک آتش خودم را گرم می کنم! اینجا منتظر تو می مانم...
***
زمستان امسال مثل سالیان گذشته خوب نیست! انگار چیزی کمه ...!
عید برای نخستین بار در زندگی وجود ندارد؛
درست یک سال پیش بود؛
هنوز امیدوار بودم که روزهای خوش تمام نشده باشند.
***
چگونه بخواهمت، چگونه دوستت بدارم، محبوبم!
چگونه بخواهم مرا دوست داشته باشی؟
غروب آفتاب چقدر در نظرم افسرده و ملالت آور و تکراری شده است!
دیگر نمی خوام بی تو سر کنم....
***
چگونه بخواهمت
چگونه دوستت بدارم؛ محبوبم!
چگونه دوری این عشق را تاب بیارم!
زمستانی یخبندان است؛
برفی که در معرض آفتاب قرار گرفته ذوب نمی شود!
بی تو و حرف ها و کلام تو سرد است!
***
وقتی مرا ترک کردی، تازه شناختمت
چگونه دوستت داشته باشم
وقتی شما مرا دوست ندارید!
درگیر عشق دیگری نشده ام!
تنها شما مرا درک می کردید!
***
چگونه بخواهمت
چگونه دوستت بدارم، محبوبم!
چگونه بخواهم شما مرا دوست داشته باشید؟
غروب افسرده و ملالت آور دیگر تکراری شده است!
دیگر نمی خوام بدون شما سر کنم.
***
چگونه بخواهمت
چگونه دوستت بدارم، محبوبم!
چگونه دوری این عشق را تاب بیارم!
برفی که در معرض آفتاب قرار گرفته ذوب نمی شود!
بدون حرف های تو!
***
وقتی هیچ زن دیگری مانند تو در زندگی ام نخواهد آمد!
تا خاطره تو را ذهن و قلبم پاک کند.
از ماه خواهش کردم و علاقه ای به من نداشت؛
و نخواست در کنارم بماند!
***
مترجم: ع.خ