دور دور دور..

به تنهایی، خو گرفته بود! و از هیاهوی آدم ها دوری می کرد... سکوت و آرامش رو به هر خوشی و لذتی در جهان ترجیح میداد... دور از جهان.. دور دور دور... می گفت: سلول تنهایی من، فقط برای یکنفر جا داره! به عقیده ی من، همه آدم ها فارغ از اینکه با کی و تو چه جمعی ان، تنها هستن! هرچه بیشتر میگذره، بیش تر و بیش تر میفهمم این حقیقت رو! تنهایی آدم ها و دوریشون ازهم چقدر عمیقه! دوریم از هم، نه در بعد مکان، هر آدمی در جهان خودش مشغول زندگیه! جهانی ساخته ی باورها و افکار و احوالات روانی و درونی! چیزی که تابحال به هیچ کس نشون نداده و نخواهد داد!
هرچه زمان بیشتر گذشت، بیش تر شناختم خودم و حقیقت زندگی رو.. من عمیقا عاشق تنهایی شدم..! تنهایی و یک دنیا آرامش به دور از قیل و قال آدم های شلوغ و پر سر صدا... آدم ها تنها به دنیا میان، تنها زندگی میکنن و تنها از دنیا میرن.. حقیقت همینه! با حقیقت زندگی روبرو شو..
هرچه پیوند هست و نیست! همه گسسته، نه پیوند! پیوندها همه مجازی ان و تنهایی حقیقته ماست.. با حقیقت و ذات جهان روبرو باید شد! همه هستند و وجود دارند ولی در دنیای خودشون زندگی میکنن! آدم ها خطوط موازیند که هیچ گاه به یکدیگر نخواهند رسید! همه به موازات هم حرکت می کنند! ولی هیچ وقت این جهان های انفرادی و یگانه به هم نمیرسند! در جهان تو هرچه هست تویی و سلول انفرادی تو...