
بیشه ای سوخته در قلب کویریست، منم!
وندر آن بیشه ی آتشزده شیریست، منم!
ای فلک! خیره به روئین تنیات چشم مدوز،
راست در ترکشِ رستم پَرِ تیریست منم!
تا قفس هست مرا شادیِ آزادی نیست،
هرکجا در همه آفاق اسیریست منم!
زندگی سنگ عظیمیست، ولی میشکند
که روان زیرِ پِیاش جوی حقیریست، منم!
در پیِ آبِ حیاتی؟ به خرابات برو
خسته از عمر، در آن زاویه پیریست، منم
گرچه دور است ولی زود عیان خواهد شد
آنچه کوه است در آن دامنه، دیریست منم!
| حسین جنتی |
+ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹ساعت:0:4|نویسنده: علی