هـنــوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

شعارنویسی روی دیوار!

چند روز قبل که در حال رفتن بیرون از خونه بودم و یه نگاهی به اطراف خونه انداختم. شعار نویسی یه عده روی دیوار خونه مونو دیدم. تازه بود اتفاقا! که با بارون های چند روز قبل کمی شسته و کم رنگ شده بود! با اسپره ی سرخ خونی نوشته شده بود: آزادی! رفتم اونطرف تر دیدم که بله! کل دیوار خونه ی همسایه مونم همین طوره! اونجا نوشته بودن، آزادی نزدیکه! دیدم، ترس مردم کاملا ریخته و اتفاقاتی در شرف وقوعه! دیگه اونطرف تر نرفتم ...!

+ چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ساعت:4:47|نویسنده: علی |