لبخندی از اعماق جان!
سال هاست نتونستم لبخند بزنم! اما لبخند روی لب نه! نه لبخندی که با خندیدن به یک موضوع خنده دار روی لب ها میشینه! نه از این نوع لبخندها! تو این سالها بارها خندیدم به شکلای مختلف! یک نوع لبخند هست که قلب آدمی حسش میکنه بعد آرامش عجیبی به آدم دست میده! انگار که چیز گرانبهایی بدست آورده! حسی شبیه به بهشت. نسیمی میوزه که آرومت میکنه بعد لبخند گذرا و کوتاهی روی لب هات جاری میشه. لبخندی که از اعماق جان نشات میگیره! آرزوی چنین لبخندی رو دارم.. بعد تمام دردهات از وجودت خالی میشه! انگار هنوز بچه ای و سبکبال! تمام این حس ها تو چند ثانیه اتفاق میفته! فقط چند ثانیه! چند ثانیه عجیب!
+ یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ساعت:3:44|نویسنده: علی
|