درد قلب..
زندگی باید ادامه پیدا کنه، دل باید زیر فشار درد دووم بیاره!..
دل تحمل میکنه تا جایی که بتونه ..
تمام، ناتمام من!
زندگی باید ادامه پیدا کنه، دل باید زیر فشار درد دووم بیاره!..
دل تحمل میکنه تا جایی که بتونه ..
همیشه اول هر داستان با شور و اشتیاق شروع میشه، اما بعد کم کم سرو کله ی مشکلات پیدا میشه، ته ماجرا که دیگه افتضاح به بار میاد، نمیدونم، موندم دیگه...!
همه میگن:
خودت نخواستی که اینه وضعیتت، اما همه اینو درک نمیکنن که فقط خداست که هرچی بخواد، انجام میشه،بی واسطه، بدون هیچ کمکی، فقط با یک خواستن ساده...
ولی ما آدم ها برای انجام هر کاری، کلی مشکل سر راهمون سد میشه! که اگر حتی بخوایم و تلاش کنیم بازهم غیرممکنه..
خدا بودن درد داره، تنهایی به دوش میکشی بارتو.. بی نیاز از همه.. اما لذتم داره دنیات مال، خود خودته!
یه روزی با یه اتفاقی، حفره کوچیکی باز شد ته قلبم،هرچی زمان گذشت حفره بزرگتر شد و دردها بیشتر و بیشتر،میدونم این درد آخر منو میکشه..
اگه بفهمیم کی هستیم و چی بودیم.
مسلما از خودمونم متنفر میشیم!
باید بدی ها رو نادیده گرفت، شاید دنیا اینجوری بهتری بشه!
این روزا به همه می پَرم!.. پاچه ی هر جنبنده ای که پاشو کَج بزاره می گیرم.. تو اصلا چه حقی داری پاتو کج بزاری! دلم میخواد از ته دل فریاد بزنم! ممکنه بگن دیوونم! اما دیگه نمیتونم! دلم میخواد تا میخوری بزنمت! من دیوونه نیستم! ته قضیه رو که نگاه کنی چیزی از قلبم کنده شده، این اخلاق و این زندگی سگی حاصل نانجیبی آدم هاست! دردش منو دیوونه کرده! من دیوونه نیستم!
زندگی شده قفسی که رهایی نداره،
اینکه چطور و چرا زنده موندم، حتی برای خودمم عجیبه!
روزگار دزد لبخنده های ماست. با گذر عمر رفته رفته لبخندهات آب میرن و زخم هات دردناکتر، دزد لبخندهای تو همین، آدمایی هستن که سر راهت قرار میگیرن، حتی نمک میپاشن رو زخمات، زخماتو زخمی تر میکنن..جوری که خونریزی کنی تا سرحد مرگ..
تو مرگ رو بارها به چشم میبینی! اما خداوند تو رو دوباره به زندگی برمیگردونه، تا ساخته بشی برای زخمای بعدی.. اینجوریه که قطار زندگی به پیش می ره..
اما تو باید حواست باشه.. وگرنه زندگی رو به کل باختی.. تو فقط باید قوی تر بشی و پیش بری.. باید قوی تر بشی..
من دلتنگ تو میشوم و تو دلتنگ او..
دل من تنها، دل تو هم تنها..
اینجوری هر دو تنها میمونیم..
ما بلد نیستیم و یاد نگرفتیم چطوری همو بخوابم..
و این مسئله ی بزرگ زندگی ماست..!
خواستن گذشت میخواد، که ما نداریم..
ما آدم های خوبی نیستیم..
ما بلد نیستیم..
بلد شدن مهارت میخواد و ما نداریم..
گناه بزرگیه تو اینه که همه غریبه بشن..
آدما به شکل بی رحمی بی ذات هستن..
من دیگه از مرگ و درد نمیترسم
من از زندگی میترسم
زندگی؛
این زندگی که هیچ چیزشو نمیشه پیش بینی کرد.
ترس همه ی وجودمو گرفته
از آینده ای که منتظرش بودم
و آرزوهایی که چال شده تو دلم
اینا همش ترسناکه..
ترسناک..
دنیا با من بد بود
باید دنیا رو تغییر میدادم
اما نتونستم دنیا رو تغییر بدم
پس به ناچار خودمو تغییر دادم
اما بازهم دنیا بامن بد بود!
پس به شیوه ی خودم ادامه دادم
بازهم دنیا بامن بد بود..
آدمایی که رویاپردازی میکنن، اونم رویاهایی دور از دسترس!همون حقیقت اندکی که میتونستن داشته باشن تو زندگیشون، اونم از دست میدن.. هرچی داری رو نگهدار، تو همون جغرافیای بخصوص و سعی کن بهش اضافه کنی..