بند رخت ها
تابستون که بادهای گرم می وزه و آفتاب داغه، هر لباسی که بشوری و روی بند رخت ها پهن کنی به ساعت نرسیده خشک میشه. اگر باد تند باشه زودتر هم خشک میشن. ولی باید گیره بزنی تا باد نندازه روی زمین. گاهی باد میزنه و میندازه پایین. و مجبورت میکنه دوباره بشوری. همین که لباس ها رو پهن میکنی و باد میاد و همین طور میزنه لباس ها رو تکون تکون میده. بعد آب لباسا چکه چکه میریزه رو زمین. یک ساعت لباس ها روی بند میرقصن و تمام. صحنه ی تکون خوردن لباس ها روی بند رخت ها از قدیم الایام جالب بوده برام. یک کار ساده که جالب به نظر میرسه. شاید باور نکنید ولی از لذت های زندگی همینه.
خوشم میاد تابستونا فقط لباس بشورم. لباس هامو دست هیچ ماشین لباسشویی نمیدم. اعضای خانواده تو ماشین لباسشویی، لباس هاشونو میشورن. همه به جز من. لباسامو چند ساعت تو تشت آب خیس میکنم بعد از باز شدن چرک هاشون با دست میشورم. شستن لباس ها با دست لذت خاصی داره. بعد از خشک شدن لباس ها اتو میکشم و یه جایی تو اتاقم آویزون میکنم. ده سال هم که بمونن اینجوری خط اتوشون خراب نمیشه.