هـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

 ایزابل آلنده/درباره نوشتن ۹۳

گاهی اوقات احساس می‌کنم که انگار قبلاً همه این‌ها را زندگی کرده‌ام و همین کلمات را نوشته‌ام، اما می‌دانم که این من نبودم: زن دیگری بود که دفترچه‌هایش را نگه داشته بود تا روزی بتوانم از آنها استفاده کنم. او نوشت، من می‌نویسم که حافظه شکننده است و فضای یک زندگی کوتاه است، آنقدر سریع می‌گذرد که هرگز فرصتی برای دیدن رابطه بین رویدادها پیدا نمی‌کنیم؛ ما نمی‌توانیم عواقب اعمال خود را بسنجیم و به افسانه گذشته، حال و آینده اعتقاد داریم، اما ممکن است درست باشد که همه چیز همزمان اتفاق می‌افتد... به همین دلیل است که مادربزرگم کلارا در دفترچه‌هایش می‌نوشت تا چیزها را در بُعد واقعی‌شان ببیند و حافظه ضعیف خودش را به چالش بکشد.

- ایزابل آلنده، خانه ارواح

+ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ساعت:2:25|نویسنده: علی |