هـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!

تمام، ناتمام من!

توصیف صحنه ها

معمولا تو نوشتن از توصیف کردن صحنه ها بیشتر استقبال میکنم. ولی برای توصیف باید خوب نگاه کرد. باید از یک سری موضوعات تخصصی آگاهی داشته باشی. مثلا وقتی ساختمانی رو توصیف میکنی باید اطلاعات کافی از بخش های مختلفش داشته باشی. به عنوان نمونه توصیف بازار سنتی تو نوشته هام. که نیمه کاره موند. و فکر میکنم هنوز نتونستم به پختگی تو توصیفاتم برسم. خوندن توصیفات حس خوبی بهم میده. هر کتابی هم که میخونم زیر توصیف ظاهری چهره ی شخصیت ها و طبیعت اون داستان خط می کشم. وقتی توصیف میکنی یک فضا یا حتی شخصیتی رو باید خواننده رو یه آدم کور فرض کنی. کور واقعی نه! تو باید چشم خواننده بشی. و خواننده به عنوان کسی که توی اون فضای خاص نیست. باید با فضایی که تحربه کردی آشنا بشه.

بنابراین باید تو براش توضیح بدی که چه چیزهایی میبینی. توصیفی که فضای واقعی تو ذهن خواننده نسازه. نوشتنش لطفی برای نویسنده اش نداره. و خواننده هم سردرگم میشه تو توضیحات نویسنده. خوب نیستم تو این کار اما به عنوان کسی که علاقه مند به نویسندگی اول راهم. اما امیدوارم به حواسته م برسم.

+ سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ساعت:21:15|نویسنده: علی |