<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هـنوز با همـه دَردم، اُميد درمانست!</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com</link>
<description>تمام، ناتمام من!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 12 Jul 2026 10:54:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>جولیان بارنز/درباره کتاب ۷</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1623</link>
<description>وقتی یک کتاب عالی می‌خوانید، از زندگی فرار نمی‌کنید. بلکه عمیق‌تر در آن فرو می‌روید. ممکن است یک گریز سطحی وجود داشته باشد. به کشورهای مختلف، آداب و رسوم، الگوهای گفتاری اما کاری که اساساً انجام می‌دهید. افزایش درک شما از ظرافت‌ها، پارادوکس‌ها، شادی‌ها، دردها و حقایق زندگی است. خواندن و زندگی جدا از هم نیستند. بلکه همزیستی هستند. - جولیان بارنز، زندگی با کتاب‌ها</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2026 10:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1623</guid>
</item>
<item>
<title>عنایت الله خان!</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1622</link>
<description>ممکنه عجیب به نظر برسه و البته مضحک باشه ولی عنایت الله خان اسم بچه گربه ی خونگی ماست. متعلق به من نیست. اما دور و بر من و وسایلم زیادی می پلکه. روی کتاب ها و زیر چراغ مطالعه م میخوابه. و یا اینکه همش سرش تو لیوان آبمه. وجه اسمیش رو نمیخوام براتون روشن کنم. ولی عنایت الله خان تا دلتون بخواد قُلدر، پُررو و بازیگوشه و عاشق گاز گرفتنه. تمام دستای منو زخم کرده. و از دیوار راست میکشه بالا. و استاد حرکات آکروباتیک و جَستن تا ارتفاع بیش از یک متره.</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 08:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1622</guid>
</item>
<item>
<title>غلبه بر انسداد در نویسندگی</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1621</link>
<description>انسداد نوشتن یعنی نمیتونی بنویسی. موضوع به خصوصی به نظرت نمیرسه. یا اصلا حس نوشتن نداری. در حالی که ذهنت پر از کلمات و اتفاقات مختلفی هست که در طول زندگی باهاشون درگیر بودی. هر لحظه ای که میگذره یه اتفاقاقی میفته که میتونی بنویسی. اما راهکار بیرون اومدن از این مشکل چیه؟ بنویس! اولین و بهترین و آخرین توصیه. هر چیزی را بنویس. منتظر الهام گرفتن نباشید. فقط بنویسید. متوقف نشوید. فقط بنویسید. کلمات را روی صفحه قرار دهید.</description>
<pubDate>Fri, 10 Jul 2026 11:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1621</guid>
</item>
<item>
<title>میم دال الف</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1620</link>
<description>یه دختر بود. تو همین بلاگفا باهاش آشنا شده بودم. خیلی اتفاقی از بین وبلاگ ها و سال ها پیش. این رابطه سال ها به طول کشید. اما گاهی ماهها باهم ارتباط نداشتیم. و بی خبر بودم ازش. البته من بیشتر پیگیرش بودم. زمینه ی وبلاگش سفید رنگ بود. ساده مثل خودش. گاهی متن هایی از کتاب هایی که خونده بود پست می کرد. گاهی هم خودش می نوشت. هرکسی میومد وبلاگش از دیدن مطالبش خوشش میومد. از نظرات وبلاگش میشد فهمید. وقتی باهم حرف میزدیم.</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2026 21:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1620</guid>
</item>
<item>
<title> جایتا باتاچارجی/درباره نوشتن۸۸</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1619</link>
<description>زندگی یک نویسنده، سرشار از رویا و شور است. شوری که می‌لرزد تا به بی‌جان‌ها جان ببخشد. به چشم‌انداز بی‌رنگ رنگ ببخشد. تا در میان ناامیدی، امید را کشف کند. و این به داستانی از قدرت و حقیقت تبدیل می‌شود. - جایتا باتاچارجی</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2026 09:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1619</guid>
</item>
<item>
<title>فرانتس کافکا/درباره نوشتن۸۷</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1618</link>
<description>من برای نوشتن به تنهایی نیاز دارم. نه مثل یک زاهد گوشه‌نشین، این کافی نیست. بلکه مثل یک مُرده. - فرانتس کافکا</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2026 12:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1618</guid>
</item>
<item>
<title>میشل ریچموند/درباره نوشتن۸۶</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1617</link>
<description>برای نویسنده بودن باید نوشت و هیچ مدرک دانشگاهی نمی‌تواند کار نویسندگی را برای شما انجام دهد. - میشل ریچموند</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2026 02:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1617</guid>
</item>
<item>
<title>چرا بنویسیم؟/دوروتی آلیسون</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1616</link>
<description>من تنها کسی هستم که می‌توانم داستان زندگی‌ام را تعریف کنم و بگویم که معنای آن چیست. - دوروتی آلیسون</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2026 08:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1616</guid>
</item>
<item>
<title>بنجامین آلیر سائنز/ درباره کلمات۶</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1614</link>
<description>کلمات می‌توانند مثل غذا باشند. آنها مثل چیزی در دهان شما حس می‌شدند. آنها مثل چیزی مزه می‌دادند. - بنجامین آلیر سائنز</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2026 21:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1614</guid>
</item>
<item>
<title>سُس تُند فلفلی</title>
<link>https://saboriham.blogfa.com/post/1613</link>
<description>تو خوابگاه کوی دانشگاه یه پسره بود. از دانشجوهای مهندسی که با هر غذایی سُس تُند میخورد. روی هر غذایی که فکرشو بکنید. از ناهار گرفته تا شام و حتی اگر چاره ای بود با صبحانه هم میخورد. خلاصه همیشه سُس تُند فلفل کنار دستش بود. از این سُس های گلوری قدیمی که شیشه ی کوچیک دارن و روی شیشه عکس سه تا فلفل قرمز هست. همیشه با یادآوری این صحنه خنده م میگیره. صدای دو رگه و خَش داری داشت. که به نظر میرسید چیزی مصرف میکنه.</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2026 14:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>saboriham</dc:creator>
<guid>saboriham.blogfa.com/post/1613</guid>
</item>
</channel>
</rss>
